پاسخگویی به شبهات دینی روز


+ نقدی بر سخنان دکتر‎ ‎کدیور دربارۀ امامت‏(1)


مطلب مورد نقد: بازخوانى امامت در‎ ‎پرتو نهضت حسینى
 نقد کننده: آقای مهدی نصیری[1]  
 
 
روزنامه شرق متن سخنرانی دکتر محسن کدیور با عنوان ‏‏«بازخوانى امامت در‎ ‎پرتو نهضت حسینى » را به چاپ رسانده است.[2] این سخنرانی  حاوى نکات و مطالب قابل تاملى پیرامون ‏مسئله خطیر‎ ‎امامت است. و اقای نصیری به نقد آن پرداخته است. سخنران محترم در اظهارات‎ ‎خود بخشى از مهم­ترین و اساسى­ترین اعتقادات تشیع را در موضوع ‏امامت به نقد و چالش‎ ‎کشیده و خواستار ارائه تفسیرى نو و جدید از مسئله امامت شده است‎.
نگارنده این سطور بى‎ ‎آنکه به برخى مسائل سیاسى و حاشیه­اى مطرح شده در این سخنرانى ‏بپردازد، ابتدا چکیده­اى از اهم مطالب عنوان شده توسط آقاى کدیور را پیرامون موضوع امامت گزارش ‏کرده و‎ ‎سپس توضیحاتى را ارائه مى­کند .
 
چکیده سخنرانی دکتر کدیور
 
‎ا) ‎تلقى از امامت در‎ ‎جامعه ما دچار استحاله و تحول جدى شده است. در مفهوم امامت از قرن اول تا ‏امروز به‎ ‎تدریج ابعادى تغلیظ، تاکید و برجسته شده است و ابعادى تخفیف یافته، تضعیف و کوچک‎ ‎شده ‏است. آنچه غلیظ شده است نوعى تقدیس در حوزه امامت است حال آنکه در قرون اولیه‎ ‎اثر کمترى از ‏آن یافت مى شود. تاکید امام على (ره ) و متون معتبر باقى مانده از‎ ‎امامان همواره بر بشرى بودن آنها ‏است. آنچه که آنها به آن تاکید مى کردند، نوعى‎ ‎افضلیت علمى، بصیرت، تهذیب، پاکى نفس و عقل ‏درایتى در مقابل عقل روایتى است اما یاد‎ ‎نداریم که سیدالشهدا، امام على (ع) و دیگر ائمه (ع) براى ‏معرفى خود بر جنبه هاى‎ ‎فرابشرى استناد کنند. کافى است به نهج البلاغه، خطبه هاى امام حسین ‏‏(ع)، ادعیه‎ ‎صحیفه سجادیه و سایر متون معتبر دینى مراجعه کنید‎.
 
‏ب) من جایى ندیده­ام‎ ‎امام حسین در پاسخ به این سئوال مهم که امام کیست؟ گفته باشد: الامام ‏هوالمنصوب من‎ ‎الله، الامام هوالمنصوص من قبل رسول الله، الامام هوالمعصوم، الامام هوالعالم‎ ‎بالغیب، ‏مگر نه اینکه این چهار نکته ابعاد مرجعى به نام امامت کلامى در میان ما است. عصمت، علم غیب، ‏نصب الهى و نص از جانب پیامبر چهار نکته­اى که متکلمین محترم‎ ‎ما از حدود قرن سوم و چهارم به بعد ‏گفته اند و هرچه پیش رفته، گسترده تر و فربه تر‎ ‎شده است‎.
 
‏ج) این مفاهیم در قرون‎ ‎اولیه از زبان امامان کمتر گفته شده است و شیعیان اصیل از قبیل سلمان، ‏ابوذر،‎ ‎مقداد، عمار، کمیل، مالک اشتر، ابوبصیر، زراره و محمد بن مسلم و... آنان را این­گونه که ‏متکلمان رسمى معرفى مى­کنند، نشناخته بودند. آیا مسلمانان صدر اسلام و‎ ‎شیعیان اولیه با ائمه ‏خود با این مفاهیم مواجه مى­شدند یا با مفاهیم قرآنى و‎ ‎متعارف؟
 
‏د) ‎امروز باید از‎ ‎تبدیل «معارف اصیل دینى » به نظام خاص کلامى - فقهى بحث کرد و این که ‏چگونه این‎ ‎نظام کلامى - فقهى به جاى آن مباحث اصیل دینى نشسته­اند. در قرون اولیه و متون‎ ‎معتبر، نکات متفاوتى به عنوان شاخص امامت بیان شده است که نوعاً ناظر به هدایت به‎ ‎راه خدا، ‏اقامه دین و حقوق مردم است.
 ‎
‏ه) ‎اسوه بودن ائمه زمانى‎ ‎است که سنخیت و تشابهى بین امام و ماموم ممکن باشد. این مشابهت ‏در امکان رسیدن به‎ ‎مرتبه امام براى مامومین است و وقتى این صفات در آنها به حدى باشد که ‏متکلمین‎ ‎فرموده­اند، دیگر اسوه بودن از آن وجودهاى محترم برمى خیزد.
 
‏و) ‎نمى خواهم بگویم این‎ ‎مفاهیم نادرست است، مى خواهم بگویم شاخص امامت روز اول چیز دیگرى ‏بود و به تدریج به‎ ‎نصب، نص، عصمت و علم غیب تحول یافت‎.
 
‏ز)‏‎ ‎امام على (ع) در‎ ‎عبارت «ما اخذ الله على العلماء ان لایقاروا على کظه ظالم ولا سغب مظلوم...» ‏خود را‎ ‎علما خطاب مى کند. امام على (ع) در نهج البلاغه به جاى اینکه خود را به علم غیب‎ ‎معرفى ‏کند، از پیمان خدا با عالمان سخن مى گوید‎.
 
ح) ‎وقتى که مردم وجودهاى‎ ‎مهذب عالم ائمه (ع) را مشاهده کردند، به سیاق مبالغه شرقى به این ‏نتیجه رسیدند که‎ ‎اینها باید تافته جدا بافته باشند و شروع کردند در مناقب و فضائل آنها سخن گفتن و‎ ‎سخن را به جایى رساندند که داد خود ائمه (ع) برخاست که آنچه مى گویید خارج از حد‎ ‎ماست، ما این ‏که شما مى گویید نیستیم. این افراد مشهور به غالى شدند. و امام على (ع‎) گروهى از این غالیان را ‏مجازات کرد.
 
ط) ‎گروهى دیگر که شعبه­اى از غالیان اند، مفوضه هستند که مى­گویند؛ خداوند کار خلقت جهان، کار ‏دین و کار‎ ‎تدبیر و روزى رسانى خلایق را به پیامبر(ص ) و پس از پیامبر به على و ائمه بعدى (ع‎( تفویض ‏کرده است. روایات فراوانى از اینها صادر شده و اکنون در میان جوامع روایى ما‎ ‎وجود دارد.
 ‎
‏ی) ‏‎‎مراتبى از مفوضه که‎ ‎قائل به تفویض خلقت عالم به ائمه بودند، به صراحت توسط برخى علما ‏شرک دانسته شد‎.‎ اینها کم کم از شیعیان جدا شدند و در بین شیعه دیگر کسى با این تفکر نبود. اما‎ ‎مراتب بعدى تفویض مثل تفویض در امر دین باقى ماند. یعنى اینکه خدا امر دینش را به‎ ‎پیامبر(ص ) و ‏امام(ع) سپرده است، آنها غیرخدا نمى­خواهند ولى       مى­توانند هرچه را که‎ ‎صلاح بدانند حلال یا حرام ‏کنند، یا تابیدن آفتاب و باریدن باران، به اذن ائمه و از‎ ‎برکت وجود ایشان است.
 ‎
‏ک) ‎در جلد ۲۵‏‎ ‎بحارالانوار، بیش از ۱۰۰ صفحه حدیث در نفى غلو و تفویض یافت مى شود. مسئله تا ‏بدان‎ ‎جا بالا مى­گیرد که در قرن چهارم شیخ صدوق مى گوید:
مفوضه و غلات کافر و مشرک هستند‎ ‎و ‏از همه اهل ضلالت گمراه ترند.
 ‎
‏ل) علماى آن زمان قم‎ ‎نسبت به غلو و تفویض بسیار سخت گیر بودند و کسانى را که در حق ائمه ‏زیاده روى مى‎‎کردند از شهر اخراج مى­کردند.‎
 
‎م) تفکر تفویضى با یک‎ ‎شکل اعتدالى تر از حالت اولیه اش به اندیشه غالب و مسلط شیعى تبدیل ‏شد. مرادم از‎ ‎تفویض اعتدالى این است که ائمه را خدا نمى­دانند و به آنها امر خلقت جهان را تفویض‎ ‎نمى­کنند اما در سه محور، اندیشه تفویض را حفظ مى کنند؛ تدبیر عالم، اعطاى‎ ‎رزق عباد، در شریعت و دین. اصلاً بحث تفویض امر دین و دنیا به‎ ‎ائمه از بدیهیات‎ ‎اولیه مذهب تشیع است و ‏با بیان این مطلب دیگر نام خود را تفویضى نمى­گذارند، نامش‎ ‎مى­شود شیعه اصیل. این معالم مذهب ‏است که استحاله و تغلیظ شد.
 ‎
‏ن) در ادعیه شیعه وقتى‎ ‎مقایسه کنیم مى بینیم، دو سنخ دعا و زیارت وجود دارد، سنخ اول متعلق به ‏تفکر اول‎ ‎(تشیع اولیه) و سنخ دوم متعلق به تفکر دوم (تشیع مفوضه اعتدالى ) است. سنخ اول‎ ‎دعاى کمیل، دعاى ابوحمزه، دعاهاى صحیفه سجادیه، مناجات شعبانیه و دعاى عرفه است. در‎ ‎این ‏دعاها یک کلمه اتکا و توسل به غیرخدا نیست، هرچه هست مستقیم به محضر خدا رفتن‎ ‎است.
 
‏ث)‏‎ ‎ما تشیعى داریم که‎ ‎شاخصه اش خطبه سیدالشهدا در روز عاشورا، خطبه هاى نهج البلاغه و ‏دعاهایى چون عرفه‎ ‎امام حسین است و تشیع دیگرى داریم که شاخصه اش توسل و شفاعت ائمه به ‏جاى توکل به‎ ‎ذات ربوبى است.
 ‎
آنچه گذشت فرازهاى مهم‎ ‎مطرح شده توسط آقاى کدیور بود. اکنون به ارائه توضیحاتى پیرامون مدعیات ‏فوق مى‎پردازیم تا دریابیم از چه میزان صحت، استحکام و استناد برخوردارند:
 ‎
‏اولاً: ‎اگرچه سخنران محترم‎ ‎ابراز داشته است که قصد انکار وجود     ویژگى­هایى چون نصب از جانب ‏خداوند، نص از جانب‎ ‎رسول خدا(ص )، عصمت و علم به غیب را در امامان (ع) ندارد، اما فضاى کلى ‏بحث این است‎ ‎که این ویژگى ها نه به استناد سخنان خود ائمه (ع) بلکه محصول دخل و تصرف ‏متکلمان و‎ ‎فقها است و امامت کلامى اقتضاى مطرح کردن چنین ویژگى هایى را داشته است و الا امام‎ ‎حسین (ع) هرگز در توصیف امامت این چهار ویژگى را ذکر نکرده است.
 از سخنان ایشان همچنین‎ ‎برمى­آید که وجود گرایش­هایى چون غلو و تفویض در میان شیعیان و اغلب ‏عالمان شیعى در‎ ‎ارائه چنین تصویرى از امامت مدخلیت داشته است و ما همچنان با گرایش هاى ‏غلوآمیز    و‎تفویضى مواجه هستیم.‎
اما ما عمدتاً با مراجعه‎ ‎به کتب روایى شیخ صدوق که به اعتراف همه کسانى که با بنیان احادیث و ‏روایات مشکلى‎ ‎ندارند، در زمره کتب و متون در مجموع معتبر است و سخنران محترم هم به موضع ‏مناسب‎ ‎صدوق در مسئله امامت و حساسیت در مقابل غلو و تفویض اشاره کرده است، نشان خواهیم‎ ‎داد که منشاء طرح چهار ویژگى فوق الذکر براى ائمه (ع)، کسى جز رسول گرامى اسلام )ص) و خود ‏ائمه (ع) نبوده و هرگز یافته و یا بافته متکلمان و فقها نیست، ضمن آنکه‎ ‎آیاتى از قرآن نیز اشاره به ‏ویژگى هاى مورد بحث دارند‎.
 
‎الف) عصمت‏
شیخ صدوق (ره ) در کتاب‎ ‎معانى الاخبار، در بابى با عنوان «معنى عصمه الامام » به ذکر سه حدیث ‏مى­پردازد که‎ ‎مضمون آنها علاوه بر اثبات عصمت براى ائمه (ع)، حاوى معناى عصمت نیز هست :که به یکی از این احادیث اشاره می­کنیم:‎
 امام‎ ‎موسى بن جعفر(ع) به نقل از امامان صادق(ع)، باقر(ع) و سجاد(ع) می­‏فرمایند:
« همه ما‎ ‎امامان، معصوم هستیم و عصمت را نیز از ظاهر خلقت و قیافه نمى توان شناخت و از ‏همین‎ ‎رو جز از راه نص (الهى یا نبوى و یا امام سابق ) قابل شناخت نیست.»[3] 
 
شیخ صدوق پس از ذکر این‎ احادیث مى­گوید:
«دلیل بر عصمت امام این است که چون هر سخنى ‏که از گوینده اى نقل‎ ‎مى­شود، قابل تاویل به معانى گوناگون است و قرآن و سنت نیز محتمل وجوه ‏گوناگون است،‎ ‎واجب است که با قرآن و سنت نبوى(ص)، راوى و مفسر صادق و معصوم از دروغ و خطا ‏باشد‎ ‎که مقصود واقعى خدا - جل و علا - و رسول(ص) را از کتاب و سنت توضیح دهد که اگر چنین‎ ‎نباشد و خداوند چنین فردى را تعیین نکرده باشد، گویا جواز اختلاف و تفرقه در دین را‎ ‎صادر کرده است ‏که مى­دانیم این امرى محال از جانب خداوند است...»[4] ‏‎
 ‎
شیخ صدوق در ادامه می­افزاید:
 «وقتى پذیرفتیم که صفت عصمت براى امام واجب است، به ناچار باید ‏بپذیریم که‎ ‎خداوند باید از لسان نبى بر او تنصیص کند، چرا که عصمت ویژگى­اى نیست که در ظاهر‎­افراد بتوان شناخت.»[5]
 
در‎ ‎علل الشرایع به نقل روایتی از على (ع) مى­پردازد که در آن حضرت به عصمت اولی الامر اشاره کرده­اند.[6] 
علامه مجلسى (ره ) نیز در‎ ‎کتاب بحارالانوار۵ در ذیل بابى با عنوان باب عصمه الائمه و لزوم عصمه ‏الامام(ع)، ۲۳‏‎ ‎حدیث درباره معصوم بودن امامان (ع) ذکر مى­کند.[7] و در پایان این باب به نقل سخن ‏صدوق (‎‎ره ) در باب عصمت امامان مى پردازد.[8]
 
 
منبع:‎
www.gharibreza.com
 
پی نوشت­ها:


[1]- مهدى نصیرى مدیرمسئول آن زمان روزنامه کیهان و هفته نامه صبح و نویسنده کتاب اسلام و تجدد.
[2]- روزنامه شرق در روزهاى چهاردهم و پانزدهم اسفندماه  سال 84 ؛مقاله «بازخوانى امامت در پرتو نهضت حسینى». اصل مقاله در سایت امروز با عنوان سخنرانى محسن کدیور در محرم ۱۴۲۷ منتشر شده بود.
[3]- شیخ صدوق، معانى‎ ‎الاخبار، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۳۶۱ ه، ص ۱۳۲.
[4]- همان، ص‎ ‎‏۱۳۴‏.
[5]- همان ص‎ ‎‏۱۳۶‏.
[6]- علل الشرایع، ص‎ ‎‏۱۲۳‏.
[7]- بحارالانوار، ج ،۲۵ ص‏‎ ‎‏۱۹۱‏.
[8]- بحارالانوار، ج ،۲۵ ص‏‎ ‎‏۲۱۱‏‎ ‎به نقل از اعتقادات صدوق، صص ۱۰۹-۱۰۸‏.
نویسنده : سید محمد ظاهر محمدی ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٧
تگ ها: امامت
comment نظرات () لینک

+ دعای ندبه، دعای کمیل، زیارت عاشورا و دعای توسل



دعای ندبه، دعای کمیل، زیارت عاشورا و دعای توسل هر کدام از کیست و فلسفه قرار گرفتن این نامها مثلا ندبه، کمیل، عاشورا و توسل چیست؟



شرح های مختلفی بر ادعیه و زیارت های مورد سؤال به زبان عربی نگاشته شده است به کتاب «الذریعه» مراجعه کنید.
برخی کتاب های فارسی شرح بر این ادعیه و زیارت ها عبارتند از:
شرح زیارت جامعه، ملا محمد تقی مجلسی
ترجمه الشموس الطالعه، سید حسین درودآبادی همدانی، ترجمه محسن آژیر [شرح زیارت جامعه]
ترجمه الانوار اللامصرمی شرح زیاره الجامعه، سید عبدالله شبر
شرح زیارت جامعه، عبدالله جوادی آملی
شفاء الصدور فی شرح زیاره العاشور، میرزا ابوالفضل طهرانی [شرح زیارت عاشورا]
شرح دعای سحر، امام خمینی، ترجمه سید احمد فهری
شرح دعای ندبه، میرزا علی اکبر نهاوندی1
انیس اللیل، شرح دعای کمیل، حاج محمد ابراهیم کلباسی
وسیله النجاه، شرح دعای سمات، شیخ علی اکبر نهاوندی
برء النسمات، شرح دعای سمات، سید محمد حسن میرجهانی
شرح دعای افتتاح، زمردیان
شرح دعای ابوحمزه، زمردیان
شرح دعای رجبیه، ملا محمد باقر بیرجندی
شرح دعای ندبه، سید جلال الدین محدث ارموی
شرح دعای ندبه، شیخ عباسعلی اسلامی.
کتاب های یاد شده اکثر چاپ شده است. قابل ذکر این که نام کتاب ها و نویسندگان ممکن است دقیقا مطابق با پشت جلد کتاب نباشد.
یکی از دانشمندان اسلامی به نام حاج شیخ عباسعلی ادیب اصفهانی، کتابی به نام وظائف الشیعه در شرح دعای ندبه نوشته است. در مقدمه آن کتاب می فرماید: مرحوم محدث نوری که در فن رجال و حدیث استاد و اهل خبره است در کتاب تحیه الزائر می فرماید این دعا در سه کتاب نقل شده است:
1- مصباح الزائر، علی بن طاووس2- مزار کبیر، شیخ محمد بن المشهدی3- مزار قدیم. و هر سه کتاب از شیخ ابوالفرج محمد بن علی بن یعقوب بن اسحاق بن ابی قره القنانی الکاتب نقل می کنند و او از کتاب ابی جعفر محمد بن حسین بن سفیان البزوفری نقل می کند که این دعا از حضرت مهدی(عج) به ما رسیده است.
ناقلین حدیث همه افراد معتبر و شایسته و اهل تقوا می باشند و بعد از این که شرح حال تک تک افراد را بررسی می نماید، در خاتمه می فرماید: یا این که سند این دعای شریف نسبت به دعاها و زیارات مأثوره (یعنی وارده از معصومین) برابر بلکه بالاتر است مضامین و عبارات لطیفه آن نیز بهترین شاهد است که از مطلع انوار ائمه اطهار صادر شده است.
علاوه بر این که دانشمندان اسلامی در سند مستحبات دقت زیاد لازم نمی دانند و گفته اند خواندن این دعا در چهار عید مستحب است: جمعه، عید قربان، عید غدیر، عید فطر و این دعا به منزله زیارت حضرت مهدی(عج) است ولی در آن اشاراتی به بعضی از عقائد دینی شیعه و وظایف مذهبی (مانند شرط امامت و نبوت و امثال ذلک) شده است. (وظائف الشیعه، ص 2 تا 4) .
بنابراین می توان گفت این دعا از زمان غیبت کبرا در بین شیعه مطرح شده ولی در این 50 سال مخصوصا سالهای اخیر بیشتر مورد توجه شیعه واقع شده است.
در مورد سند زیارت عاشورا نظرتان را به مطالب زیر جلب می کنیم.
در کتاب مصباح شیخ طوسى که مفاتیح‏الجنان هم زیارت عاشورا را از آنجا نقل کرده است امام صادق(ع) در فضیلت و ثواب زیارت عاشورا مطالبى فرموده‏اند در ادامه آن امام به راوى که صفوان است مى‏فرماید: اى صفوان من یافتم این زیارت را با این ضمانت [ثواب‏ها و فضیلت‏ها] از پدرم امام باقر(ع) و پدرم از امام سجاد(ع) تا مى‏رسد به پیامبر خدا(ص) و پیامبر از جبرئیل و جبرئیل از خداوند.
بر این اساس برخى مثل مرحوم حاج میرزا حسین نورى استاد صاحب مفاتیح‏الجنان را عقیده بر این بوده است که این زیارت از سنخ احادیث قدسیه مى‏باشد، (ر.ک: مفاتیح‏الجنان).
ولى اثبات این مطلب مشکل به نظر مى‏رسد چرا که به احتمال قوى مراد امام از این که مى‏فرماید یافتم این زیارت را با این ضمانت از خداوند. تنها ضمانت ثواب این زیارت است نه متن زیارت.
علاوه بر این، زیارت عاشورا با لحن سایر احادیث قدسى که سخن گفتن خداوند با پیامبرى است تفاوت دارد و شباهت به احادیث قدسى ندارد.
شیخ طوسى(قدس‏سره) با سه سند این زیارت شریف را به شرح زیر نقل کرده است:
1ـ محمد فرزند اسماعیل بن بزیع، از صالح فرزند عقبه، وى نیز از پدرش عقبة بن خالد از امام باقر(ع).
2ـ محمد فرزند خالد طیالسى، از سیف بن عُمیره، از صفوان فرزند مهران از امام صادق(ع)، از پدرانش از پیامبر و جبرئیل و سرانجام خداوند بزرگ.
3ـ صالح بن عقبه و سیف بن عُمیره از علقمه فرزند محمد حضرمى از امام باقر(ع)، (مصباح المتهجد و سلاح المتعبد / 772 ، 787)
گفتنى است: همه‏ى افراد پیش گفته از مشاهیر راویان حدیث هستند که عموما از سوى دانشمندان علم رجال توثیق شده‏اند مگر عقبه بن خالد و علقمه بن محمد که توثیق خاص ندارند، ولى توثیق عام دارند؛ یعنى افراد بنامى بودند که روایات امامان را نقل مى‏کردند و اگر نقطه‏ى ضعفى در آنان بود، به یقین در جامعه اشتهار پیدا مى‏کرد و بر سر زبان‏ها مى‏افتاد و به یکدیگر بازگو مى‏کردند؛ با این همه، هیچ گونه قدحى درباره‏ى آن دو نقل نشده است. از این طریق مى‏توان «توثیق عام» را احراز کرد. (براى توضیح بیشترر.ک: منشور نینوا: مجید حیدرى‏فر / ص 35).
در پایان یاد سپارى این نکته‏ى مهم را براى همگان توصیه مى‏کنیم:
براى اطمینان به صدور حدیثى از معصومان(ع) باید به روش پیش گفته عمل کرد، البته راه دیگرى وجود دارد و آن اینکه گاه از متن حدیث و بلنداى مضمون آن مى‏توان به صدور آن روایت از امام معصوم(ع) مطمئن شد. که ملاکهاى تشخیص دقیق آن از حوصله این نوشتارخارج است و مى‏توان زیارت عاشورا را از این طریق نیز مورد بررسى قرار داد.
براى آشنایى بیشتر با مباحث رجالى سند زیارت عاشورا، به دو کتاب ارزشمند «شفاء الصدور فى شرح زیاره العاشور» تألیف آیت‏الله میرزا ابوالفضل تهرانى«قدس‏سره» که از شاگردان میرزاى شیرازى بود و نیز «اللؤلؤ النضید فى شرح زیاره مولینا ابى عبدالله الشهید» نگارش آیت‏الله شیخ نصرالله شبسترى مراجعه فرمایید.
دعای توسل را علامه مجلسی در بحارالانوار آورده است و می فرماید این دعا را در یکی از نسخه های قدیمی که تألیف یکی از اصحابمان می باشد یافتم و در آن کتاب این گونه آمده بود. این دعا را محمد بن بابویه از ائمه (ع ) روایت کرده و من آن را برای هر چیز خواندم فورا" اجابت شد. در کتاب بلدالامین کفعمی نیز این دعا در ضمن دعای دیگری به نام دعای فرج آمده است , (بحارالانوار, ج 99, ص 247 - بلدالامین , ص 325). خواندن این دعا نظر به این که مضمون آن توسل به اشرف مخلوقات خداوند معصومین چهارده گانه می باشد خوب است و موجب برآورده شدن حاجات خواهد بود. اگر چه سند این دعا قوی نمی باشد.
نویسنده : سید محمد ظاهر محمدی ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
نویسنده : پرشین بلاگ ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک